X
تبلیغات
عاشقانه ها - زندگی باید کرد / گاه با یک گل سرخ / گاه با یک دل تنگ / گاه باید رویید در پس این باران / گاه باید خند

به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن…! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند…! و تو… هيچ وقت او را نديده اي

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

اي کاش مي شد مثل يه برگ زرد توي پاييز زندگي رو رها کرد و خود رو به دست باد سپرد… اي کاش مي شد

هدز نكن ثانيه هاي قفس را
شتاب كن
ناب ترين لحظه من كه بسي خوشايندتر از پرواز است
روياي پرواز با تو است
بيا در رويا غرق شويم

غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم
تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم
رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد
من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم

آرزوم بي تو محاله لحظه هام بي تو سواله
بي تو مقصد خيلي دوره راه عشقم بي عبوره
من نمي خوام تو خيالم بگمت عاشقت هستم
دوست دارم که راستي راستي حس کنم تو رو تو دستم

کاش ميشد اشک را تهديد کرد مدت لبخند را تمديد کرد کاش ميشد در ميان لحظه ها لحظه ديدار را نزديک کرد




سريع ترين راه دريافت عشق بخشيدن آن به ديگران است

 



من در اين کلبه خوشم تو در آن اوج که هستي خوش باش من به عشق تو خوشم تو به عشق هرکه هستي خوش باش

دنيا اين جوريه ديگه: اگه گريه كني ميگن كم آوردي ، اگه بخندي ميگن ديوونست ، اگه دل ببندي تنهات ميزارن ، اگه عاشق بشي دلتو ميشكنن ، با اين حال بايد لحظه اي را گريست ، دمي را خنديد ، ساعتي را دل بست و عمري عاشقانه زيست



زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن .دير ميگذره براي اونايي که منتظرن .زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن. اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن


اگر يادت کنم ديوانه مي شم / فراموشت کنم بيگانه ميشم / اگر ترکت کنم ميميرم از غم / فراموشت کنم مي پاشم از هم

شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.



گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري از زلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من ... انتظار سرراهش را داد

 


گر نيايي تا قيامت انتظارت مي کشم منت عشق از نگاه پرشرابت مي کشم ناز چندين ساله ي چشم خمارت مي کشم تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم




قلب آدما مثل يه جزيره دور افتاده ميمونه. اينکه کي براي اولين بار پا به جزيره ميذاره مهم نيست. مهم اون کسيه که هيچ وقت جزيره رو ترک نمي کنه




نرم افزار عشقت روي سخت افزار دلم خود به خود نصب شده ، با اين اس ام اس مي خوام آپديتش کنم ؛ لطفا گوشيت رو بذار روي قلبت


در پلکهاي چشمانت لانه کردم ، پلک نزن خانه خرابم مي کني


عشق با روح شقايق زيباست ، عشق با حسرت عاشق زيباست ، عشق با نبض دقايق زيباست ، عشق در حسرت ديدار تو زيباست ؛ به اميد ديدار

 


با رنگ زلال عشق بر بوم قلبم تصوير روشني از تو مي کشم ، من تو را يافته ام و از تنهايي بريده ام ، اما نمي خواهم عشقت چون غزالي بادپا از صحراي دلم بگريزد

 

چون سوختن در فراق تو جز خاکستري از من باقي نمي گذارد ؛ پس اين دل را مشکن که دل شکسته را ياراي تپيدن نيست




گفتمش دل مي خري پرسيد چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود بازآمدم از کنارم رفته بود



بگير از من تو اين دل يادگاري که تنها لايق اين دل تو بودي هزاران خواستند اين دل بگيرند ندادم چون عزيز دل تو بودي



گفتمش نقاش را نقاشي بکش از زندگي ، با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد

 


گاهي وقتا چشام به قلبم حسودي مي کنه !! ميدوني چرا؟ چون تو هميشه تو قلبمي ولي از چشام دوري




مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق

گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد

 

نوشته شده توسط فضل اله در ساعت 15:40 | لینک  |